عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
300
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
عبد اللّه بن طاهر او را معزول كرد و بفرمود ، تا ديوار از راه مسلمانان بر گرفت ، و مأمون بروزگار او فرمان يافت ، [ 1 ] و معتصم بخلافت بنشست . و معتصم را بر عبد اللّه خشم بود ، و سبب آن بود ، كه اندران وقت كه عبد اللّه ، حاجب مأمون بود ، روزى معتصم با قومى از غلامان خويش ، بدر مأمون آمد بى وقت . عبد اللّه گفت : « اين وقت سلام نيست با چندين غلام ! » معتصم او را گفت : « ترا با چهار صد غلام شايد كه برنشينى ، مرا با اين مايه مردم نشايد برنشستن ؟ » عبد اللّه گفت : « اگر من با چهار هزار غلام برنشينم ، طمع اندران نكنم ، تو با چهار غلام كنى ! » معتصم بازگشت و خشم گرفت ، و چون مأمون خبر يافت ، هر دو را بخواند و آشتى داد . و چون معتصم بنشست ، عهد خراسان سوى عبد اللّه فرستاد ، [ 2 ] و كنيزكى فرستاد او را سخت نيكو . و مر آن كنيزك را دستارچه [ 3 ] داد و گفت : « چون عبد اللّه با تو نزديكى كند ، اين دستارچه به دو ده ، كه خويشتن را پاك كند . » چون كنيزك بخانهء عبد اللّه رفت او را دوست ( 157 ) گرفت ، و آن راز با وى بگفت . و عبد اللّه حزم خويش بگرفت ، و خويشتن را از معتصم نگاه هميداشت . و آن وحشت از دل او بيرون آورد . پس روزى عبد اللّه مر اسماعيل دبير خويش را گفت : كه من همى به حج روم . اسماعيل گفت : تو حازمتر از آنى ، كه كار كنى ، كه از حزم دور بود . عبد اللّه گفت : « راست گفتى ! اما من ترا آزمودم . »
--> [ ( 1 - ) ] وفات مأمون پنجشنبه 17 رجب 218 ه . بود ( تاريخ يعقوبى 2 ر 469 ) . [ ( 2 - ) ] در اين جا در نسخهء اصل اين كلمات بعد از بنشست نوشته شده : « بنشست عهد خراسان سوى عبد اللّه فرستاد بشند بر عبد اللّه هيچ انكار نكرد ، و معتصم مر عبد اللّه را تهديدها كرد و چون كنيزكى فرستاد . . . » ولى در همين نسخه كاتب بعد از بشند تا چون . . . علايم 77 را گذاشته و مراد از ان حذف كلمات ما بين علايم است . [ ( 3 - ) ] دستارچه : اكنون دستمال گوييم .